لينک Link

آرتميس ميلانی: جشن عروسی بر حسب مشاهدات



خدمت حضورتون عرض شود که در این گوشه ینگه دنیا یعنی در حول و حواشی خلیج خوش آب و هوای سانفرانسیسکو خوشبختانه جامعه معظم ایرانی در یک مسئله شهرت و اعتبار خاصی به هم زده‌اند که همانا میزان پایکوبی‌شان در مراسم جشن و سرور عروسی است.

خیلی از دوستان آمریکایی ما می‌پرسند که آیا شما ایرانی‌ها در عروسی‌تون به جز رقصیدن کار دیگری هم می‌کنید یا نه؟ به طور مثال حدود یک سال و اندی پیش وقتی که سر کار به رئیس آمریکایی‌مون اطلاع دادم که آخر هفته آینده رو نمی‌تونم کار کنم چون عروسی یکی از دوستان نزدیکمه بدون این که یک لحظه تامل کنه گفت به‌به خوش به حالت پس یه دو سه روزی رقص و آواز افتادی! و بعد قبل از شروع جلسه میتینگ هفتگی دفترمون با لذت تحسین آمیزی برای همه تعریف کرد که از رفتن به عروسی‌های ایرانی لذت می‌بره و چطور مهمان‌ها از لحظه‌ای که به سالن وارد نشدند و هنوز جای نشستن‌شون رو پیدا نکردند یک راست به سمت جایگاه رقص می‌رن و در تمام طول شب و حتی در حین شام و بریدن کیک هم به رقصیدن ادامه می‌دهند.

البته از شما چه پنهان آقای رئیس محترم درصد الکل خون مهمانان محترم رو هم در این موضوع بی تاثیر نمی‌دونست! اقرار می‌کنم که من هم تلاش زیادی برای از اشتباه در آوردن ایشان نکردم چون نمی‌دونستم چطور باید برای جماعت محترم آمریکایی وسط جلسه توضیح بدم که ما همانطوری که مستحضر هستید مست خدایی هستیم و با کمی ضرب آهنگ موسیقی بالکل لایعقل هم می‌شویم و حتی نزده هم می‌رقصیم چه برسد به ساز و آواز خوش عروسی.

راستی برای جبران الفتات این دوستان باید در نهایت نمک نشناسی عرض کنم که از مراسم خوش و شیرین عروسی‌های آمریکایی هرچه را در فیلم‌ها دیده‌اید همانجا در فیلم‌ها نگه دارید که بینی و بین الله "همه‌اش فیلمه" و از اون خبرها در دنیای واقعی نمی‌افته! بر حسب مشاهدات محدود بنده از هر گونه فعالیتی منجمله پشه‌پرانی در یک بعد از ظهر گرم، یحتمل هیجان و جنب و جوش بیشتری نصیب‌تان خواهد شد تا شرکت در مراسم جشن عروسی آمریکایی!

مختصر کنم حدود سه ماه پیش درست در روز سالگرد عروسی دوستان ایرانی فوق الذکر یکی دیگر از دوستان ایرانی من به همراه شوهر آمریکایی‌اش از یک شهر دیگه برای شرکت در مراسم عروسی دوستان نزدیک آمریکایی‌شون آمده بودند پیش ما. هنوز یک ساعت از رفتنشون نگذشته بود که دوست ایرانی از وسط مراسم به ما تلفن کرد که بریم دنبالش و به هر قیمتی هست از اون شکنجه نجاتش بدیم. باور ندارید پرس و جو کنید!

حتما خیلی از ایرانی‌هایی که مقابل یونین پلازای سانفرانسیسکو جمع شده بودند خانم جوانی را که بیشتر مناسب شرکت در یک مراسم عروسی لباس پوشیده بود تا یک مراسم پروتست و با دمپایی لاانگشتی قرضی میان جمعیت راه می‌رفت به خاطر خواهند آورد ...

|



<< Home