لينک Link

لادن: من و اسرائيل و فرندفيد



من از آن دسته از آدم‌ها هستم که تاکنون چند بار به راهپیمایی روز قدس رفتم و البته با مدرسه. چند بار تا حالا برای انشاهایی که در مورد فلسطین نوشتم جایزه گرفتم در دنیای کودکی خودم همیشه برای آزادی فلسطین دعا می‌کردم. در دوران نوجوانی کتاب جنگ شش روزه اعراب با اسرائیل را خواندم و کم‌کم فهمیدم که کشوری به نام اسرائیل وجود دارد که ایرانیان بر اساس مهر درون پاسپورتشان حق سفر به آن را ندارند. خیلی زود یاد گرفتم که نوع دیگری به اسرائیل نگاه کنم. فهمیدم که از دید بقیه کشورها مردم اسرائیل هم یک ملت هستند ولی دولتی دارند که دست به جنایت‌های زیادی میزند. امروز می‌فهمم اتفاقی که برای بوسنی و هرزگوین افتاد از جنس فلسطین بود، مردم چچن و همین چند ماه گذشته مسلمانان چین. ولی ما تمامی این کشورها را به رسمیت می‌شناسم حق سفر به آن‌ها را داریم و حتی به عنوان بهترین کشورهای دوست از آنان نام می‌بریم.

وقتی وارد فرند فید یا همان فرفر شدم سعی کردم که دیدگاه سیاسی خودم را نشان ندهم و فقط یک نظاره‌گر باشم و بیشتر در بحث‌ها و کَل‌کَل‌های معمولی شرکت کنم. هرچند نمی‌توانستم در برابر کسی که از استاد شجریان با کلمه مطرب نام می‌برد سکوت کنم ولی تا حد ممکن خودم را آدمی جدا از دنیای سیاست نشان دادم که چیزی نمی‌فهمد و برای خودش الکی خوش است. بچه‌ها همه در مورد شرکت در قدس سبز حرف می‌زدند قرار می‌گذاشتند، رمز ورودهای‌شان را به هم می‌دادند که اگر اتفاقی افتاد بیا و همه چیز را پاک کن. خلاصه عالمی داشت صفحه مجازی فرفر در هفته گذشته؛ البته که موافقین و مخالفین هم دائم به هم متلک می‌انداختند. اون طرفی‌ها معتقد بودند که شما سبزهای قرتی نمی دانید فلسطین چیست ولی حالا می‌خواهید بیایید روز قدس!!! باشد خوب ایرادی ندارد هر چه جمعیت بیشتر مشت به دهان اسرائیل محکم‌تر، آن‌ها با طعنه یادآوری می‌کردند که روز قدس متعلق به ماست که در راهش حاضریم شهید شویم و سبزهای قرتی فاشیست باید بشینند و در روز جمعه پی ام سی نگاه کنند. این طرفی‌ها معتقدند که شما عر زشی‌ها(همان ارزشی که دوستان سبز این گونه می‌نویسند) عین اسرائیل هستید و ایران اکنون فلسطین است و ما برای ایران خودمان به راهپیمایی می آییم تا مشتی به دهان شما باشیم.

بحت تحریم محصولات کارخانه‌هایی که صاحبان آن اسرائیلی هستند موضوع جالب دیگری بود که دو گروه را درگیر کرد و جالب بود که این میان حامیان محیط زیست هم در جدل وارد شدند که این محصولات برای محیط زیست مضر است. برای من که تجربه تحریم مک دونالد در مالزی را بر سر ماجرای غزه دیده بودم این بحث خیلی جالب بود ولی دوستان‌مان هنوز در عهد تحریم تنباکو به سر می بردند و ...

حال و هوای فرفر هفته گذشته جدا بود از جنجال‌های روزهای نخستین جنبش. منطقی‌بود و آدم‌ها نه با های و هوی و جنجال که با دلیل و برهان یکدیگر را تشویق به شرکت می‌کردند. پست‌های سیاسی که همه را به آرامش دعوت می‌کرد نه جنگ و گریز دیگر خبری از دستور ساختن کوکتول مولوتف و گاز فلفل نبود هر چه بود خبر از فرصتی بود تا ایرانیان دوباره به هم بپیوندند و نشان دهند که بی شمار هستند. من به هم‌نسلانم افتخار می‌کنم آنان دیگر می‌دانند که چه می‌خواهند و هدفشان چیست؛ هرچند با شوخی و خنده از باتوم و شیشه نوشابه حرف می‌زدند ولی آگاه بودند به خطراتی که ممکن است برایشان پیش آید هرچند که دائم به یکدیگر یادآور می‌شدند که نباید درگیری ایجاد کرد. هم‌نسلان من دیگر فقط دستبندی سبز به دست ندارند آنان دیگر سبز می‌اندیشند.


|



<< Home