هميشه از علاقه اونا به اين سبک موسيقي تعجب مي کردم آخه از نظر من اين افراد غمگين مي خوندند البته اين نظر مربوط به سن و سالي حدود 7 تا 12 سال بود که پر بودم از شور و شوق بچگي و نوجواني.
بعد از آن هم هيچ وقت نشد که به موسيقي سنتي علاقه زيادي نشون بدم واقعاً دليلش رو نميدونم اما انگاري يه جورايي از اين هنر ارزشمند دور بودم. روزها گذشت جواني پر بود از شور و شر و خواننده هاي جوان و آهنگ هاي با ريتم تند و اصطلاحاً شش و هشت، بعدشم که دوران دانشجويي،پيدا کردن کار و بعد هم افتادن در مسير پر دردسر زندگي در ايران. راستش يه دوستي هم داشتم که خيلي تو وادي موسيقي سنتي بود که به هواي اون گاهي به اين نوع موسيقي گوش ميدادم و در دل به بزرگترهايم حق ميدادم که از اين سبک لذت مي برند و آرامش مي يابند. اما يا خدا استعداد موسيقي رو به من نداد يا اينکه خودم هرگز فرصت نکردم به علايقم که يکيش هم موسيقي بود بپردازم به هر حال هر چه که بود حاصل آن احترامي عميق بود که همه کساني که مي شناختمشون براي موسيقي سنتي و بخصوص براي استاد شجريان قائل بودند و هستند.
هميشه با خودم فکر مي کردم چقدر خوبه که يک انسان تا اين حد محترم و محبوب باشه . هميشه هم دلم مي خواست دليلش رو بدونم. اينکه چطور ميشه که يک انسان تا اين حد محبوب قلبها باشد؟؟!!!
و بالاخره اين دليل را فهميدم، همين امسال در خرداد 88 بعد از نتيجه دروغين انتخابات و در جريان اعتراضات خاموش و روزي که استاد در ميدان ونک سوار بر ماشين خود علامت پيروزي را با چهره مهربان خود به مردم نشان دادند و بهتر از آن واکنشي سنجيده بود که به حرف هاي نسنجيده يک رييس جمهور منتصب نشان دادند و گفتند صداي من نبايد از رسانه ميلي پخش شود چرا که اين صداي خس و خاشاک است و خس و خاشاک خواهد ماند و چه لذتي برديم ما مردم.
اينجاست که متوجه مي شوي مردم براي چه به يک هنرمند احترام مي گذارند و اشخاصي ديگر مثل محمدرضا شريفي نيا، افشين قطبي و ... سريع طرد مي شوند.
چه دليلي بالاتر از مردمي بودن يک هنرمند يا ورزشکار براي عزيز و محترم بودن آن شخص مي باشد؟؟!!
اما آنچه باعث شد بنويسم مصاحبه ايشان با صداي آمريکا بود شايد براي اولين بار اين سعادت را داشتم که با افکار اين انسان ارزشمند آشنا شوم و شايد هزاران نفر مثل من آن شب پاي مصاحبه ايشان نشستند و ديدند که يک هنرمند چگونه بايد باشد. وقتي که گفتند به دور از هياهو و با گفتگو بايد به اعتراضات رسيدگي کرد نه با سرکوب، وقتي که از مهجور ماندن موسيقي در ايران گفتند و اينکه حتي يک سالن موسيقي در کشور نداريم و اينکه موسيقي ما در ايران ناقصه چون صداي خانم ها را ندارد و اينکه اميدوارند مسئولان به اين باور برسند که صداي خانم ها باعث انحراف آقايون نمي شود همانطور که صداي آقايون باعث انحراف خانم ها نمي شود.
بي اختيار ياد معلم پرورشي دوران دبستانم افتادم همان که مي گفت هر کسي موسيقي گوش بده روز قيامت توي گوشش سرب داغ مي ريزند و اگه زني آواز بخوند نصيب گلوي خوش آوازش همان سرب داغه. هميشه فکر مي کردم اگه خدا بخشنده و مهربانه واسه چي ما بايد از لذت گوش دادن به موسيقي و آواز خواندن محروم باشيم و بدتر از اون، چرا بايد به خاطر لذت بردن از اين هنر روحنواز تنبيه بشيم؟؟؟ (يه مطلب ديگه اي هم که يادم مياد و ربط زيادي به نوشته ام نداره اينه که همون معلم پرورشي با هزار زور و تهديد مي خواست منو وادار به نماز خواندن در مدرسه کنه اما از نظر من نماز خواندن روي اون موکتهاي کثيف و با جوراب و لباس مدرسه خيلي ناراحت کننده بود و هميشه يادمه که سر موسيقي و نماز با معلم پرورشي کلنجار مي رفتم) راستش هنوزم در باور من نمي گنجد که خداي بخشنده و مهربان تا اين حد بي سليقه باشد.
پس از اين مصاحبه اگرچه به خاطر شرايط فعلي مملکت دلخورم و نگران اما به خود مي بالم که در اين وانفسا که به خاطر حفظ قدرت بيگناهان را به بند ميکشند، شکنجه ميکنند و ميکشند هنوز هم در کشورم چنين انسان هنرمندي وجود دارد که گرماي کلام حقش نوري در دل لرزان و رنجديده ما مردم مي تاباند. مي دانم که امثال ايشان کم نيستند و از ايشان به خاطر اين همه خصائل خوب انساني شان سپاسگزارم و اميدوارم عمري طولاني و با عزت داشته باشند.
ميم ب: هنرمند واقعی
يادم مياد وقتي سه چهار ساله بودم تازه انقلاب شده بود و اکثر مردم حال و هواي انقلابي داشتند با تندرويهاي عجيب و غريب. موسيقي هم مثل اکثر هنرهاي ديگه تا مدتها مهجور مانده بود. اما با اين حال ميديدم که موسيقي سنتي طرفدارهاي خاص خودش را دارد. پدر و مادرم هنوز به صداي استاد شجريان، مرضيه و دلکش علاقمند هستند و در هر فرصتي به آهنگهاي اين عزيزان گوش ميدهند و عجبا که چه لذتي ميبرند!!!!.

















