یک بار در "روزنامه نگاران ایرانی" که موضوعش "ما زنها، ما مردها" بود مطلبی نوشتم با این مضمون که ما زنها مثل جدولی حل شدنی هستیم فقط کافی است که مردها با کمی وقت و حوصله این جدول زندگی را حل کنند. امروز مروری کردم بر تمامی جمعههایی که داشتم تا بفهمم که جمعههای ما زنها و شما مردها چه تفاوتی با هم دارد.
ما زنها جمعه را دوست داریم چون میتوانیم صبح بیدار بشویم و همه خانواده دور هم صبحانه بخوریم، میتوانیم با خیال راحت به ناهار ظهر فکر کنیم و حتی برایش برنامهریزی هم بکنیم، جدا از تمام کارهای خانه که همیشه برای جمعهها میماند ما زنها جمعه را برای با خانواده بودن دوست داریم، در کنار هم بودن، عصر مهمانی رفتن و خوش بودن به سبک خودمان.
شما مردها جمعهها را دوست دارید چون میتوانید تا هر زمان که دوست دارید بخوابید، میتوانید فوتبال یا هر برنامه دیگری که دوست دارید را ببینید و جدا از تعمیر هر چیز غیر قابل استفادهای که در خانه مانده است، شما مردها جمعه را برای استراحت دوست دارید. دوست دارید که جمعههایتان برای خودتان باشد و این یک روز در هفته را خوش باشید به سبک خودتان.
جمعهها جدا از شادی و تفریح و خوشی، نماد تفاوت بین زنها و مردهاست در جامعه ایرانی؛ تفاوتی که در طول هفته خودش را بین کارهای روزانه و روزمرگیها پنهان میکند، تفاوتی که دنیای مدرن سعی در کمرنگ کردن آن دارد ولی در جمعههای ایرانی واضح و مشخص است. من این تفاوت ها را دوست دارم و از آن لذت می برم هنوز جمعهها برای من یعنی مخلوطی از صدای رادیوی "صبح جمعه با شما"ی پدرم و صدای جارو برقی مادرم. دلم برای جمعههای ایرانی تنگ شده است.

















