لينک Link

شيرين جمارانی: از ديد بقيه

من الان ساکن استرالیا هستم و چند سالی‌ می‌شه که توی یکی‌ از دانشگاه‌های اینجا دارم درس "روابط بین فرهنگ ها" تدریس می‌کنم. من هم مثل خیلی‌ ایرانی‌‌های دیگه از اون اولی‌ که اومدم اینجا همیشه با دوست‌های غیر ایرانیم دربارهٔ ایران حرف می‌زنم و هر بار هم که ایران می‌رم براشون کلی‌ کتاب تصویردار درباره‌ی ایران میارم. خلاصه تلاش می‌کنم این تصویری رو که رسانه‌ها از ایران میدن رو تا حدی براشون عوض کنم.

دو سال پیش وقتی‌ که يک کتاب مصور درباری ایران و تمدن ایران برای یکی‌ از استادای دانشگاهمون آوردم، بعد از دو روز بهم ایمیل زد و گفت "شیرین من حالا متوجه میشم که چرا تو اینقدر به ایرانی‌ بودنت افتخار می‌کنی‌. واقعأ که شما کشور قشنگی‌ با یک تمدن کهن دارین."

من هم خوب کلی‌ ذوق کردم که بالاخره تونستم یکی‌ رو به راه راست هدایت کنم!!! حالا اینو داشته باشین تا بقیشو بگم. چند روز پیش داشتم باز با همون استاد مربوطه درباره‌ی ایران و وضعیت بعد از انتخابات حرف می‌زدم، و اونم با کلی‌ ذوق و شوق گوش می‌داد و سوال می‌پرسید. بعد یکهو گفت "شیرین من خیلی‌ دلم می‌خواد بیام ایران و کشور تو رو از نزدیک ببینم. ولی‌ فکر کنم وقتی‌ ایران یه کم متمدن‌تر شد به ایران سفر کنم." من از این حرفش خیلی‌ جا خوردم و بهش گفتم "من اصلأ از این حرفی‌ که زدی خوشم نیومد. برای چی‌ اینو میگی‌؟" اونم زودی گفت نه ناراحت نشو، منظورم مردم‌تون نیست. شما‌ها خیلی‌ با تمدن هستین، ولی‌ حکومتتون بی‌‌تمدن هست."

حالا من حرفم این نیست که آیا حرف این همکار من درباره‌ی حکومت درست بود یا غلط. چیزی که منو به فکر واداشت این بود که هر چی‌ گفته بشه که خط فکری حکومت با مردم یکی‌ نیست، یا مردم خوبن و حکومت بده، از دید بقیه، ایران یک مجموعه‌ای هست شامل مردم و حکومت. و یک صفت مثل بی‌ تمدنی رو راحت درباره‌ی کل مجموعه یعنی‌ "ایران" استفاده می‌کنن، حتی اگر واقعأ منظورشون فقط حکومت باشه. شما چی‌ فکر می‌کنین؟

|



<< Home