به هر حال وقتی همه جا حرف از انتخابات ریاست جمهوری است که نمیشود "جمعه برای زندگی" بی نصیب بماند و حرفی در آن نباشد، تب انتخاباتی در ما ایرانیها خیلی بالاست.
انتخابات در ایران با اکثر کشورهای دنیا فرق میکند ما انتخابات را دوست نداریم که به آن به عنوان یک قدم به سوی دموکراسی و این جور چیزها نگاه کنیم، انتخابات را دوست داریم چون بازی آن را دوست داریم. از این که میتوانیم مانتو سرخابی بپوشیم و با هرکسی دلمان خواست بیرون برویم و کسی به ما گیر ندهد خوشمان میآید. از این که یک سری از آدمها را از اعماق تاریخ ایران بکشند بیرون و با آنها صحبت کنند یا مصاحبههایشان را پخش کنند، لذت میبریم. از این که میتوانی دختر باشی به استادیوم آزادی بروی و فریاد بکشی و کسی تو را از دم درش برنگرداند خوشحالیم.
خیابانها تا نیمه های شب پر از جنجالهای انتخاباتی است واقعأ سیستمی که ما تحت عنوان رأی اولیها داریم در کجای دنیا باب است؟ هر چند سال یک بار دور هم جمع میشویم و بازی را شروع میکنیم؛ با هم بحث میکنیم، روزنامه میخوانیم، اخبار را روز به روز دنبال میکنیم، سعی میکنیم بفهمیم دوستانمان در کدام طرف قرار دارند.
در شب مناظره دو کاندیدا (که اینجا حدود 3 صبح بود) فقط چراغ خانه ایرانیان در مالزی روشن بود و جالب این که صفحه فیس بوک دوستانی که در ایران نیستتد لحظه به لحظه عوض میشد، همه دنبال میکردند، نظر میدادند، کاریکاتور، عکس، فیلم همه "چیز" به سرعت ثانیه به روز میشد. یکی از اتحاد میگوید، دیگری دولت ائتلاف، یکی تغییر میخواهد و دیگری امید میدهد. ولی ما به بازی خود مشغولیم. من هم انتخابات بازی را دوست دارم و مخصوصأ شیوهای که امسال مد شده است، این که با یک رنگ میتوانی طرف مقابلت را بشناسی؛ اولین سوال همه: قرمزی یا سبز؟ تغییری یا امید؟ عکسها در فیس بوک و یاهو مسنجر و گوگل و غیره عوض شده؛ یا لایه از رنگ آن را گرفته یا این که تبدیل به عکسهای تبلیغاتی کاندیداها شده است. هنوز یک هفته فرصت است تا پایان این بازی، شما چه بازیهای دیگری در این هفته میکنید؟
















