ما ایرانیان دائمأ برای شهرهای مختلف کشورمان جوک میسازیم و یکدیگر را مسخره میکنیم. مردم تهران که هیچ جایی دیگر از ایران (شهرستانها) را قبول ندارند و شهرهای دیگر هم شهرهای کوچکتر از خودشان را. بودایی و هندو را بت پرست میدانیم و در دل به آنها میخندیم در حالی که در مالزی که کشوری مسلمان است در هر محله یک مسجد، یک معبد بودایی و یک معبد برای هندوها وجود دارد با خدایانشان، هیچ کس بی احترامی به آنها نمیکند آتش نمیزند و آشغال کنارش نمی ریزد.
چندین هزار دانشجوی ایرانی در مالزی در حال تحصیل هستنند که اکثرأ استادشان را قبول ندارند و آنها را بیسواد میدانند. به با دست غذا خوردنشان میخنددند و همیشه شاکی هستنند. از غذاهای اینجا ایراد میگیرند، سرسبزی استوایی مالزی را دوست ندارند که " اه خسته شدیم از این همه جنگل"، رانندگی آرام و بیاضطراب مردم مالزی را مسخره میکنند که "بلد نیستنند بوق بزنند و چراغ بدهند".
ایرانیها حتی در کشوری که میهمانش هستند هم فرهنگش را قبول نمیکنند. ما ایرانیها خیلی به فرهنگ و تمدن خودمان افتخار میکنیم ولی توان پذیرش یک فرهنگ کمی متفاوتتر از خودمان را نداریم ما همیشه بهترین، با فرهنگترین، با هوشترین و زیباترین ملت دنیا بودهایم ولی این که اکنون چه هستیم بماند.
لادن کريمی: ايرانیها در مالزی
زندگی در مالزی کشوری که مخلوطی از فرهنگهای مختلف است باعث شده که یک جور دیگر به خودم و ایرانی بودنم نگاه کنم. مالزی کشوریست با پتانسیل بالا برای قبول ملیتها و فرهنگهای مختلف. مسلمان، هندو، بودایی و مسیحی به راحتی کنار هم زندگی میکنند؛ اعیاد همه این دینها تعطیل رسمی است، سالی چهار بار مراسم سال نو برگزار میشود (چینیها، هندیها، مسلمانها و مسیحیها). مردم مالزی به شما از هر نژاد و کشوری که باشید احترام میگذارند و امکان ندارد احساس برتری نسبت به شما داشته باشند.
















