این تیپ اصولا برای ما خوزستانیها خیلی چیز مهمی است. میزان اهمیتش در این جوک مشهود است چرا که به نظر من جوکها روایت شوخ و شنگ فرهنگ حاکم بر روابط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خانوادگی، نظامی، اقتصادی و ... هستند.
ما خوزستانیها اگر شام نداشته باشیم بخوریم برایمان آنقدر آزاردهنده نیست که رنگ قاب عینکمان با تیشرتمان "ست" نباشد. اصولا یکی از سوالهای بزرگ زندگی ما این است که: به نظرت این، با آن، ست است؟
ما خوزستانیها اهمیت و جایگاه ویژهای برای آینه قائلیم. میگذاریمش یک جایی که در وقت عبور و مرور نگاهمان بیفتد به خودمان و کیف تیپمان را بکنیم.
اگر دیدید یک نفر یک ساعت و سی و پنج دقیقه، روبهروی آینه ایستاده و با انگشتهایش موهای سرش را از اینطرف به آنطرف میبرد و هی چک و دابل چک میکند شک نکنید که با یک خوزستانی طرفاید (ندیدید همین دو هفته پیش همین آقای آزادنویس که همه ما آمار تعداد موهای روی سرش را داریم با چه آب و تابی شرح سلمونی رفتنش را اینجا نوشته بود؟).
ما خوزستانیها اگر یک کفش و یک کیف قرمز رنگ داشته باشیم خودمان را به آب و آتش میزنیم تا یک عنصر سوم قرمز رنگ پیدا کنیم و کنار عینک ریبن مشکی و موهای مشکی و شلوار مشکی تیپمان را تکمیل کنیم. و خدای احد و واحد شاهد است گاهی برای حفظ این کمپوزیسیون یک مجله با جلد قرمز میخریم و توی خیابان با خودمان اینور و آن ور میبریم. و خدائیش کی فکرش را میتواند بکند که ما ممکن است آن مجله را فقط و فقط به خاطر رنگ قرمز روی جلدش انتخاب کرده باشيم؟ بنابراین ما به نحوی غیرمترقبه، خوشتیپ به نظر میرسیم.
خط اتو هم نقش مهمی در زندگی ما ایفا میکند. ما برای ایجاد برندهترین، صاف و صوفترین و بینقصترین خط اتو خودمان را به آتش میکشیم. اصولا اتو در کنار سشوار و آینه جزیی از سه قلم لوازم حیاتی ما هستند.
تدبر و تامل و تدقق ما در امر تیپ طوری است که اگر یکی از ما را ببینید فکر میکنید یا در حال خواستگاری رفتن هستیم یا قرار است برایمان خواستگار بیاید. در حالی که نخیر! تمام یک ساعت و سی و پنج دقیقهای که رو به روی آینه ایستادهایم به این فکر میکنیم که تیپ امروز ما با تیپ بروبکس چارراه امیری یا چهار راه نادری، ست است یا نه؟
ما خوزستانیها این طور آدمهایی هستیم.
معصومه ناصری: آخ جون تيپ مشکي
در مورد آبادانیها یک جوک وجود دارد که ممکن است برای دیگران جوک باشد ولی برای ما خوزستانیها خاطره است. سر و ته این جوک این است که: به یک آبادنیه میگن عبد! بابات مرد. عبد میگوید: آخ جون! تیپ مشکی!
















