که البته نظرات در این مورد ضد و نقیض بود
هیت لجراسترالیایی که جایزه بهترین هنرپیشه نقش مکمل به خاطر بازی در فیلم شوالیه تاریکی را از ٱن خودش کرد و استرالیایی ها امیدوارند که هیت لجر این موفقیت را توی اسکار هم کسب کند ،مرگ زود هنگام وناگهانی این هنرپیشه چندی پیش تیتر خبرهای استرالیا بود و انصافا” بازی عالی او در نقش جوکر واقعا” به یاد ماندنی هست.دیدن این فیلم رو صد درصدتوصیه میکنم.
کیت وینسلت برنده دو جایزه شد یکی برای بازی در ” راه انقلابی“ The Revolutionary Road و اون یکی دیگر برای ”کتاب خوان ”The Reader که من بیصبرانه منتظر دیدن هر دو فیلمش هستم.
والس بابشیر بهترین فیلم خارجی شرکت کننده شد.
انیمیشن وال یی و کونگ فو پاندا و بولت نامزد شدند که وال یی جایزه بهترین انیمیشن رو از آن خودش کرد.
فیلم کشتی گیر دو جایزه بهترین ترانه و بهترین هنرپیشه مرد رو ازٱن خودش کرد.
فیلم ”شرایط عجیب بنجامین باتن” نامزد چندین رشته بود همچنین آنجلینا جولی برای بازی در ”بچه عوضی “ که هیچکدام نتونستند جایزه ای کسب کنند، نقد و مرور این فیلمها رو در پایین خواهید خواند.
قطعا” تا حالا این خبرها رو خوانده بودید و اگرتمایل داشتین یه بار دیگر مروری به نتایج داشته باشید می تونید اینجا کلیک کنید.
”شرایط عجیب بنجامین باتن” (2008-دیوید فینچر)
PIC1
امتیاز منتقدان 77 از 100
مدت فیلم 2:46 دقيقه
توی این فاصله سه فیلم پر فروش را دیدم یکی فیلم ”شرایط عجیب بنجامین باتن” ماجرای زندگی بنجامین با بازی براد پیت است که دوره عکس زندگی رااز پیری به کودکی به جای جوانی تا پیری طی می کند. بنجامین به خاطر شرایط ویژه اش مورد بی مهری پدرش قرار میگیرد که او را بر سر راه قرار می دهد. زن سیاه پوستی به نام کویینی Taraji P. Henson که اعتقادات مذهبی قوی دارد او را به سرپرستی قبول میکند زیرا او را با وجود قیافه منحوسش معجزه خداوند می داند.
دوران بچه گی بنجامین که به خاطر شرایط ویژه اش به میانسالی می ماند برحسن تصادف در آسایشگاه سالمندان تحت سرپرستی مادر خوانده اش میگذرد. بنجامین با دختر بچه ای به نام دیزی Daisy که گاه گداری برای دیدارمادربزرگش می آید آشنا می شود که این دوستی ادامه پیدا میکند. روند بزرگ شدن یا جوانتر شدن بنجامین ادامه دارد و بعنوان پادو در کشتی شروع به کار میکند، و در حین یکی از مسافرتها بر حسب اتفاق سر از شوروی سابق در می ٱ ورد و بعلت یخبندان مدتی را بالاجبار در هتلی سپری میکند ، در همان هتل عاشق زن شوهر داری می شود و این عشق بعد از مدتی با ترک نابهنگام زن تمام می شود. پس از تجربه شرکت درجنگ به وطن بر میگردد و دوست دوران بچه گی اش دیزی با بازی کیت بلانشیت را که بالرین موفقی است، را ملاقات میکند که حاصل این ملاقات ناکام ماندن و دلخوری دختر میگردد. بعد از مدتی ازطریق دوست دختر باخبرمیشود که دختر تصادف سختی کرده و به دیدارش میرود دختر که شرایط روحی سختی را به دلیل اینکه قادر به دوباره رقصیدن نیست ، بنجامین رانمیپذیرد وازاو میخواهد که برود. دو دوست که اکنون دلداده هم هستند دوباره همدیگر را ملاقات میکنند وزندگی جدیدی را از سر میگیرند اما خوش بودن ٱن دو چندی طول نمیکشد چون بنجامین نمیخواهد کار ب ه جایی برسد که همسرش از او در کنار فرزندش نگهداری کند، این موضوع باعث میشود که همسر و فرزند رازودترازموعد ترک کند و در انتها زمانی که کودک خردسالی بیش نیست دوباره به همان آسایشگاه بر گردانده میشود.
جلوه های ویژه فیلم قابل توجه است، بازی با زمان عنصر اساسی داستان است،ماجرای بنجامین ازیک ساعت باعقربه های برعکس شروع می شود، ساعتی که سازنده ٱن انرا بانیت این ساخته که زمان به عقب بازگردد و پسرش که درجنگ کشته شده دویاره برگردد، فیلم یک بار دیگر صحنه را به زمان عقب میبرد و صحنه تصادف دختر وتمامی عناصری که باعث بروز حادثه شده و صد البته نقش زمان را در ٱن مرور میکند، در حقیقت زمان حرف اول رادر فیلم ”ماجرای عجیب بنجامین باتن” میزند. اگر توی مایه های فیلم های تخیلی، رمانتیکی هستید دیدنش رو از دست ندید.
”مارلی و من“ (2008-دیوید فرانکل)
PIC2
امتیاز منتقدان 52 از 100
مدت فیلم 2 ساعت
”مارلی و من“ در مورد زندگی سگ ناسازگاری است که از شروع زندگی زوج جوانی با بازی جنیفر انیستون و اون ویلسون Owen Wilson و مرد به خاطر از صرافت انداختن همسر ازبچه دار شدن در ابتدای زندگی این سگ را به پیشنهاد همکارش اریک دین (Eric Dane (McSteamy Gray's Anatomy )هدیه میدهدکه در نهایت جزیی لاینفکی از این خانواده به حساب می آ ید، داستان پیدا کردن شغل ،ارتقا شغلی و دنبال کردن رویا ها ،خریدن خانه و مشکل بچه دار شدن و زیر و بم شدن زندگی ومواجه شدن با واقعیت های زندگی این دو زوج داستان اصلی فیلم است که در همه صحنه ها مارلی سگ خانواده به نوعی حضور دارد، داستان با مرگ مارلی به طور احساسی به اتمام میرسد.فیلم از نظر من نه دارای پیام خاصی میباشد ونه نکته قابل توجهی در ٱن نهفته است ، شاید دلیل پرفروش بودن فیلم، استفاده از بازیگر مطرحی فیلم های کمدی چون جنیفر انیستون است و دیگراینکه احساس نزدیکی مخاطبانی را که صاحب حیوان خانگی نظیر سگ و غیره هستند را برمی انگیزد. فیلم فروش تنگاتنگی بافیلم همسر سابق انیستون یعنی براد پیت در ”ماجرای عجیب بنجامین باتن” داشته است و موفقتر ازآن هم عمل کرده است هرچند به نظر من فیلم بنجامین باتن ارزش بالاتری نسبت به مارلی و من را دارد , اما معمولا” فیلم های کمدی گیشه پسندتر هستند. بازی آنیستون در فیلم یک بازی کاملا” معمولی است.
”بچه عوضی “ (2008 -کلینت ایستود)
Pic 3
امتیاز منتقدان 44 از 100
مدت فیلم 2:20 دقيقه
با بازی نه چندان درخشان ٱنجلینا جولی از نظر من (صرفنظر ازکاندید شدندش در گلدن گلوب) ، روایت کارشکنی و بی نظمی پلیس را مطرح میکند که وظیفه حمایت و امنیت جامعه را برعهده دارد، فیلم ماجرای گم شدن پسر کریستین کالینز( بابازی ٱنجلیناجولی )به نام والتر رامطرح میکند که پس از انتقادات مطرح شده توسط خبرنگار منتقد به دستگاه پلیس و نام بردن کریستین کالینزو ماجرای او ،پلیس برای کم کردن سروصداها در طی یک حرکت نمایشی جلوی خبرنگاران کس دیگری را به جای والتر تحویل زن میدهند. پس از اینکه زن مطمین میشود که پسر تحویل داده شده پسر او نمیباشد و قرار برافشای پلیس توسط مرد مصاحبه شونده دررادیو رامیگذارد،اما پیش از آن توسط پلیس بازداشت و به آسایشگاه روانی برده می شود ودر ٱنجا معلوم میشودکه زن تنهانیست وپلیس کسان دیگری رابابهانه واهی روانه آسایشگاه روانی کرده است که جواب اعتراض ها با شوک الکتریکی جواب داده میود ،خوشبختانه طولی نمیکشد که باپیگیری خبرنگار، کریستین کالینز آزاد میشود. همزمان یکی ازافراد پلیس اعتراف دزدی و سلاخی بچه ها را از کودکی میشنودکه توسط پسر دایی اش بلاجبار به همکاری در قتلها کشانده شده، عکس پسر آنجلینا توسط پسر شناسایی میشود وقاتل بعدازمدت کوتاهی درخانه خواهرش دستگیر میشود. دودادگاه همزمان درشهر برگزار میشود یکی برای محکوم کردن افراداهمال کار پلیس و دیگری قاتل زنجیرهای کودکان و هر دو دادگاه رای بر گنهکار شناخته شدن خاطیان و قاتل میدهد. داستان به اینجا ختم نمیشود و چون قاتل دلیل دستگیری خودش را پافشاری آنجلینا میبیند به او میگوید که پسر او رانکشته وباعث میشود حلقه گم شدن پسرش برای آنجلینا بسته نشود و با درخواست قاتل برای کشف حقیقت تا دیدار او قبل از اعدامش بوسیله دار میشتابد که بازهم قاتل سکوت کرده و موضوع بی نتیجه باز باقی میماند، کریستین کالینز امیدش رابرای پیداکردن والتر همچنان حفظ میکند. فیلم براساس واقعیت ساخته شده و حال وهوای دهه بیست کاملا”در فیلم حفظ شده است. فیلم کشش لازم را برای دیدن فیلم تاٱخر ازدست بیننده نمیگیرد ولی به نظرمن این فیلم باز هم یک فیلم کاملا” معمولی است و نکته قابل توجهی دران دیده نمی شود.
ليلا از ملبورن: سه فيلم در يک نگاه در گلدن گلوب
میلیونرزاغه نشین که چهار جایزه بهترین فیلم درام وبهترین کارگردان وفیلمنامه وموسیقی متن را به خودش اختصاص داده است و خیلی خوش درخشید. همین دو هفته پیش نقد این فیلم رو اینجا نوشته بودم، امروز بحثی بود مبنی بر اینکه فیلم علیرغم کسب جوایز متعدد بیشتر مورد استقبال خارجی ها است و احتمال دارد که مورد استقبال توی خود کشور هند قرار نگیرد،
















